روز زن ...
سه شنبه سوم خرداد سال 1390 تواداره داشتم پیگیری یه نامه که برام مهم هم بود، میکردم تا بالاخره کارهای مربوطه تموم شد و من خوشحال برگشتم توی واحد وقتی درو باز کردم وسرمو بلند کردم دیدم یه سبد گل خوشگل و یه جعبه شکلات رو میزمه!!!!!!!!!!!! از نگاه هر دو تا همکارم که اتفاقا خانوم هستند معلوم بود که منتظردیدن عکس العمل من هستند . اولش جا خوردم ولی بعد که کارت نصب شده رو گل که روش نوشته شده بود( تقدیم به همسر مهربانم ) دیدم فهمیدم به مناسبت روز زن عزیز ترینم برام فرستاده ، انقدر ذوق کردم که همون لحظه به بابایی زنگ زدم تا تشکر کنم ولی دریغ از جمله وکلمه مناسب که تو اون لحظه بتونه حق مطلب رو ادا کنه!!! آخه از دیدن اون صحنه انقدر خوشحال و...
نویسنده :
مامان و بابای الین
15:50


