معجزه زندگي...
عسلکم این روزا هر کاری که میکنی، شادیی رو تو دل منو بابایی می نشونی که با هیچ شادی دیگه ای قابل مقایسه نیست .
عزیزم
دیروز برای اولین بار بابا گفتی!
بابا گفتی و یک لحظه زمان برام ایستاد و اون لحظه چقدر برام دلچسب بود .
اون لحظه،از سر شوق و شادی چشمام پر از اشک شد . دوست داشتم بابایی زودتر بیاد و ببینه وبشنوه که دختر نازش صداش میکنه و ...
آینده رو دیدم که با اون صدای دلنشینت چه شیرین زبونی هایی میخوای بکنی و دل همه رو ببری.
خدا رو هزاران بار شکر میکنم وازش میخوام که این خوشی ها رو روز به روز بیشتر کنه و نعمتی رو که به ما داده ، خودش از ناخوشیهای روزگار حفظ کنه ،آمین.
الینم،تو واقعا معجزه زندگی مایی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


معجزه زندگي... 
