راحت بودن یا با تو بودن....
با اینکه خیلی ها بهم گفتن دخترتو نبر اذیتت میکنه برو و راحت از برنامه لذت ببر ولی بازم دلم نمیومد که پیشم نباشه و من خوش باشم و الینم کنارم و تو بغلم نباشه... پیش خودم گفتم عیبی نداره اگه دوست نداشت که بشینه میبرم بیرون نگهش میدارم ولی میبرمش.
چند تا بلیط کنسرت برای پنج شنبه شب داشتم این کنسرت و برنامه های قبل از اونو سازمان برای اعضا در نظر گرفته بود با خاله و دایی مجتبی و بابا و بابایی رفتیم همون طور که حدس میزدیم جمعیت زیادی اومده بودن و سالن سه هزار نفری وزارت کشور تقریبا پر بودو این نگرانی منو بیشتر میکرد ولی خدا رو شکر برعکس چیزی که فکر میکردیم الین از برنامه خوشش اومده بود و کلی قر داد و دس دسی کرد و خوشحال بود ومیخندید آخرش هم از خستگی تقریبا تا خونه خوابید .اولین تجربه یه جای شلوغ و پر از صدا و تاریک با نورای رنگی بهش خوش گذشت . خوشحالم که به توصیه دیگران بابت فکر کردن به راحتی خودم عمل نکردم ودخترمو از این لذت چند ساعته و خوشی محروم نکردم.
امشب داریم میریم مسافرت امیدوارم تو راه و اونجا هم بهت خوش بگذره و دختر خوبی باشی الینم.


راحت بودن یا با تو بودن....
