الينالين، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

دخترم الین

الینم راه افتاد هورررااااااااااا...

1390/4/20 15:54
151 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم باید مامان باشی تا خوشحالی و شور اون لحظه ای که نفست میتونه یک قدم و حتی یک قدم بدون کمکت بیاد به سمتت درک کنی . وقتی این اتفاق در آینده برات بیافته میفهمی که چرا من تو اون لحظه انگار تمام دنیا رو از خدا هدیه گرفتم و پشت سرهم به خاطر این هدیه ازش تشکر میکردم و از شوق تند تند ماشاله وآفرین بهت میگفتم و تشویقت میکردم وبا اینکه اشک شوق نمیذاشت واضح ببینمت یه لحظه ازت چشم برنمیداشتم و تو با خنده هاج و واج منو نگاه میکردی .نمیدونستم اول به کی وچه جوری خبر بدم که دختر گلم راه افتاد . 

روز یکشنبه ۱۹ تیر ماه ساعت ۵:۲۵ دقیقه بعداز ظهر بود که داشتیم با هم توپ بازی میکردیم . روبروم به فاصله دو قدمی نشسته بودی و توپو قل میدادی طرفم یه دفعه بلند شدی و گفتی عیی  عیی (یا علی) و دو تا قدم سریع ولی کمی نا متعادل به سمت من برداشتی و خودتو انداختی تو بغلم . از ذوق راه افتادنت یه کم عقبتر گذاشتمت تا دوباره راه بری ...چندین بار این کارو کردم وهر بار.....

زودصدقه اولین قدمهاتو کنار گذاشتم.اولین نفر به بابا خبر دادم و بعد برای بابایی و خاله عاطفه پیامکی با این متن فرستادم:

مژدگونیمو بده دختر گلم راه افتاد

خوشحالم که خودم شاهد اولین قدمهات بودم از تو چه پنهون همیشه غصه اینو میخوردم که شاید به خاطر شاغل بودنم و اینکه نصف روز خونه نیستم  اولینهاتو نبینم و دیگران خبرشو بهم بدن . فکر کنم تو خودت هم اینو فهمیدی و صبر میکنی تا مامان بیاد و اولین نفر باشه که ببینه و کیف کنه.

دوستت دارم و امیدوارم که قدمهات همیشه تو راه خدا و انسان بودن و کمک به مخلوقات دیگه خدای مهربون باشه عزیز دلم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم الین می باشد